(جِ) [ ع. ] (اِفا.) سخن مختصر و کوتاه.
(جِ) [ ع. ] (اِفا.) به دردآورنده، دردناک.
(مَ ج) [ ع. ] (اِ.) ۱- گودالی که در آن آب ایستد. ۲- جای ترس و بیم.
(مُ وَ جَّ هْ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- پسندیده، مقبول. ۲- صاحب جاه و مقام.
(مُ) [ ع. ] (اِمف.) آفریده، هست شده.
(~.) [ ع. ] (اِمف.) جِ. موجود.
(چُ) (ص.) آن که دستش شل باشد.
(ص.) (عا.) کوچک.
(نِ) (اِ.) منقاش، ابزاری که با آن موی میکنند.
(مُ وَ حِّ) [ ع. ] (اِفا.) یکتاپرست.