موخوره

(خُ رِ) (اِمر.) آفتی است که در موهای سر افتد و موجب شقه و نیمه شدن طولی تارهای مو شود.

    مودار

    (ص فا.) دارنده مو، آنچه دارای خط باشد، دارای تَرَک.

      موذی

      [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- اذیت کننده، آزار رساننده.
      ۲- در فارسی، بداندیش، حیله گر.

        مور

        [ په. ] (اِ.)
        ۱- مورچه.
        ۲- کنایه از: شخصی ح قیر و کوچک.

          مور مور

          (اِمر.) حالتی که قبل از تب و لرز عارض شود و آن چنان است که گویی جاروی تر بر پشت شخص کشند وی احساس سرما کند.

            مورب

            (مُ وَ رَّ) (ص.) گرفته شده از فارسی به معنای کج، خمیده.

              پیمایش به بالا