موزون

(مُ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- وزن شده، سنجیده شده.
۲- متناسب.
۳- هماهنگ.
۴- آهنگ دار.

    موزیسین

    (یَ) [ فر. ] (ص فا.) کسی که در ساخت یا رهبری یا اجرای موسیقی به خصوص موسیقی سازی تبحر داشته باشد، موسیقی دان (فره).

      موزیک

      [ فر. ] (اِ.) علم ترکیب اصوات و هنر عرضه آن‌ها به نحوی که برای شنونده مطبوع باشد، موسیقی. (فره).

        موزیکولوژی

        (کُ لُ) [ فر. ] (اِ.) علم تجزیه و تحلیل ویژگی‌های انواع موسیقی و بررسی تاریخی آن‌ها، موسیقی شناسی. (فره).

          موژ

          (اِ.) = موژه: تالاب، آبگیر.

            موژه

            (ژِ) (اِ.) = موژ. مویه: اندوه، غم.

              موس

              (اِ.) کپل، سرین، باسن، کون.

                پیمایش به بالا