مولو

(اِ.)
۱- شاخ دراز میان تهی که قلندران و جوکیان آن را با دهان می‌نوازند.
۲- نی که کشیشان در کلیسا نوازند.

    مولودی

    (~.) [ ع – فا. ]
    ۱- (ص نسب.) منسوب به مولود.
    ۲- (اِ.) گونه‌ای آواز مذهبی که به ویژه به مناسبت تولد پیامبر اسلام و خاندانش و در ستایش آنان می‌خوانند.

      مولوی

      (مُ یا مَ لَ) (ص نسب.)
      ۱- منسوب به مولی.
      ۲- نوعی کلاه نمدی بلند که دراویش بر سر گذارند.

        مولی

        (مُ لا) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- مالک، سرور.
        ۲- بنده، بنده آزاد شده. ج. موالی.

          موم

          (اِ.) ماده‌ای است که زنبور عسل آن را تولید می‌کند و از آن برای خود خانه می‌سازد.

            مومیا

            (اِ.) ماده‌ای سیاه رنگ شبیه قیر که اجساد مردگان را با آن آغشته می‌کردند تا از تجزیه شدن آن جلوگیری کنند.

              پیمایش به بالا