نا

(پش.)
۱- بر سر اسم درآید و آن را منفی سازد. (به معنی بی): نا امن، ناچیز. ۲- غالباً بر سر صفت در آید: نادرست.

    نائبات

    (ئِ) [ ع. ] (اِ.) ج نائبه ؛ پیش آمدها، بلایا، حادثه‌ها.

      ناامن

      (اَ) [ فا – ع. ] (اِ.) جایی که امنیت در آن نیست، آشفته، پرآشوب.

        ناامید

        (اُ) [ په. ] (ص.)
        ۱- آن که امید ندارد.
        ۲- درمانده، بیچاره.

          نااهل

          (اَ) [ فا – ع. ] (ص.)
          ۱- آن که قابلیت و استعداد ندارد.
          ۲- فرزندی که برخلاف آداب و عادات خانواده اش عمل کند، ناخلف. ج. نااهلان.

            ناب

            [ په. ] (ص.) خالص، پاک و بی غش.

              ناب

              [ ع. ] (اِ.) دندان نیش. ج. انیاب.

                نابالغ

                (لِ) [ فا – ع. ] (ص.)
                ۱- آن که به سن بلوغ نرسیده.
                ۲- آن که قوه تشخیص و تمیز ندارد، ساده لوح.

                  پیمایش به بالا