(~.) (اِ.) ۱- کمین. ۲- زمینی که در آن نهال بکارند تا بعد جابه جا کنند.
(نَ) (اِمر.) کمینگاه.
(نَ) [ ع. ] (اِ.) خرمابن.
(نَ دّ) [ ع. ] (اِ.) ۱- مثل، همتا. ۲- ضد. ج. انداد.
(نَ یا نِ دّ) [ ع. ] (اِ.) بوی خوشی مرکب از مشک و عنبر و عود.
(نِ) [ ع. نداء ] (اِ.) بانگ، آواز.
(نَ) (ص.) (عا.) ۱- فقیر، تهی دست. ۲- صمیمی، یگانه.
(نَ دّ) [ ع. ] (ص.) حلاج، پنبه زن.
(نَ مَ) [ ع. ندامه ] (اِمص.) پشیمانی، افسوس.
(~.) [ ع – فا. ] (اِمر.) محلی که مجرمین در آنجا احساس ندامت و پشیمانی کنند، زندان.