نخکله

(نَ کَ لَ) (اِ.) گردویی که پوست سخت داشته باشد.
۲- کنایه از: آدم بی شرم و پررو.

    نخل بسته

    (~ بَ تِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) درخت مصنوعی که از موم و کاغذ و پارچه درست شده باشد.

      نخل بند

      (~. بَ) [ ع – فا. ] (اِفا.) کسی که از موم یا کاغذ، درخت یا گل مصنوعی درست می‌کند.

        نخلستان

        (نَ لِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) محلی که در آن نخل بسیار کاشته شده، نخل زار.

          نخله

          (نَ لِ) [ ع. نخله ] (اِ.) واحد نخل، یک درخت خرما.

            نخود

            (نُ خُ)
            ۱- گیاهی است از تیره سبزی – آساها (پروانه واران) و از دسته پیچی‌ها و یکساله. این گیاه دارای گونه‌های مختلف است. دانه‌های رسیده اش مصرف غذایی دارد.
            ۲- واحدی است برای وزن. ؛ دنبال ~سیاه فرستادن کسی را به بهانه‌ای از مجلس دور کردن. ؛~ هر آش شدن کنایه از: خود را داخل هر جایی یا هر گروهی کردن.

              پیمایش به بالا