نسمه

(نَ مِ یا مَ) [ ع. نسمه ] (اِ.)
۱- دم، نفس.
۲- روح، روان.
۳- انسان.
۴- بنده، عبد. ج. نسم، نسمات.

    نسناس

    (نَ یا نِ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- جانوری افسانه‌ای شبیه به انسان که هیکلی ترسناک دارد.
    ۲- غول.
    ۳- (عا.) آدم بدهیبت و بدجنس.
    ۴- میمون آدم نما.

      نسو

      (نَ یا نِ) (ص.) چیز نرم، لطیف و هموار.

        نسوار

        (نِ) (اِ.) ناس، برگ خشک از نوع تنباکو که آن را نرم می‌کوبند و با اندکی آهک مخلوط کرده در جلو دهان میان لب و دندان می‌ریزند.

          نسی

          (نَ) [ ع. ] (ص.)
          ۱- آن که بسیار فراموشکار است، کثیرالنسیان.
          ۲- کسی که او را در عداد قومش به شمار نیاورند.

            نسیب

            (نَ) [ ع. ] (اِ.) وصف موضوعات عاشقانه و مجالس مِی گساری در شعر.

              پیمایش به بالا