نفایس

(نَ یِ) [ ع. نفائس ] (اِ.) جِ نفیسه ؛ چیزهای گران بها و نفیس.

    نفایه

    (نُ یا نَ یِ) [ ع. نفایه ] (اِ.)
    ۱- هرچیزی که آن را به سبب پستی و بی قیمتی از چیز دیگر جدا کرده و به دور اندازند.
    ۲- نبهره، ناسره.

      نفت

      (نَ) (اِ.) مخلوطی از ئیدروکربورهایی است که قسمت اعظم آن را هگزان، هپتان و اکتان تشکیل می‌دهد و یکی از مهمترین مواد مولد حرارت و انرژی است.

        نفتالین

        (نَ) [ فر. ] (اِ.) جسمی است که از قطران زغال سنگ بدست می‌آید جامد و سفید با بلورهای درخشان و بوی نافذ است. در صنایع رنگ سازی و عطرسازی به کار می‌رود. نوع ناخالص و نامرغوب آن برای دفع حشرات مفید است.

          نفث

          (نَ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) به دل کسی القاء کردن چیزی را.
          ۲- انداختن چیزی را از دهان.
          ۳- (مص ل.) تف کردن.

            نفج

            (نَ) (اِ.) کاغذ، کاغذی که به روی آن چیز می‌نویسند.

              نفح

              (نَ) [ ع. ] (مص ل.) پراکنده شدن بوی خوش، رسیدن بوی خوش.

                پیمایش به بالا