نغیل

(نَ) [ ع. ] (ص.)
۱- فاسد.
۲- حرامزاده.

    نفاث

    (نَ فّ) [ ع. ] (ص.) دمنده، فوت کننده، جادوگر، ساحر.

      نفاذ

      (نِ) [ ع. ] (مص ل.)۱ – فرو رفتن و درگذشتن چیزی از چیز دیگر.
      ۲- جاری شدن فرمان.
      ۳- ع بور کردن تیر از نشانه.

        نفاس

        (نِ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- زچگی زن، حالت وضع حمل.
        ۲- ایام زچگی زن.
        ۳- خونی که پس از زاییدن از زن خارج شود؛ خون ولادت.

          نفاست

          (نَ سَ) [ ع. نفاسه ] (مص ل.)
          ۱- خوبی، لطافت.
          ۲- گران مایه بودن، گران بها شدن.

            پیمایش به بالا