نفل

(نَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- عبادتی که واجب نباشد، عبادت مستحب.
۲- غنیمت.
۳- عطیه، بخشش.

    نفل

    (نَ فَ) [ ع. ]
    ۱- (اِ.) غنیمت.
    ۲- غنیمتی که از دشمن برای مصالحه گیرند.
    ۳- مالی که شرعاً متعلق به پیغمیر یا امام است (از قبیل اموال میت بلاوارث، جنگل‌های طبیعی و غیره)؛ ج. انفال.

      نفله

      (نِ لِ) (ص.) هدر رفته، تلف شده، ضایع و خراب.

        نفهم

        (نَ فَ) [ فا – ع. ] (ص.) بی شعور، بی خرد.

          نفوذ

          (نُ) [ ع. ] (اِ.) اثر کردن در چیزی، داخل شدن در چیزی.

            نفور

            (نَ) [ ع. ] (ص.) رمنده، دور شونده، نفرت کننده.

              نفور

              (نُ) [ ع. ]
              ۱- (مص ل.) رمیدن، دور شدن.
              ۲- حرکت کردن حاجیان از منی به سوی مکه. ؛ روز (یوم) ~ روز ۱۲ ذیحجه که حاجیان از منی به سوی مکه حرکت کنند.
              ۳- (اِمص.) رمیدگی.

                پیمایش به بالا