نقد کردن
(~. کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص م.)
۱- چک یا جنسی را به پول تبدیل کردن.
۲- مطرح کردن ضعف و قوت یک اثر.
(~. کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص م.)
۱- چک یا جنسی را به پول تبدیل کردن.
۲- مطرح کردن ضعف و قوت یک اثر.
(نَ دِ یا دَ) [ ازع. ] (اِ.) گل و بوتهای که با نخ مخصوص ابریشمی زری یا نقرهای روی پارچههای گرانبها میانداختند، نوعی رشته فلزی نوار مانند وبسیار باریک از نوع گلابتون و سایر رشتههای درخشان و زینتی که در یراق بافی و علاقه بندی و غیره به کار میرود.
(نِ رِ) [ ع. ] (اِ.) مرضی است مزمن و غالباً ارثی که به شکل التهاب مفصل شست پا به طور ناگهانی بروز میکند؛ داءالملوک.
(نَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) شکل کسی یا چیزی را کشیدن.
۲- (اِ.) صورت، شکل، تصویر.
۳- مسئولیتی که هنرپیشه یا بازیگر در صحنه نمایش به عهده دارد.
۴- نام یکی از انواع تصنیفها در گذشته.