نقد کردن

(~. کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص م.)
۱- چک یا جنسی را به پول تبدیل کردن.
۲- مطرح کردن ضعف و قوت یک اثر.

    نقدگیر

    (~.) [ ع – فا. ]
    ۱- رشوه گیر، رشوت – خوار.
    ۲- (کن.) طالب دنیا.

      نقده

      (نَ دِ یا دَ) [ ازع. ] (اِ.) گل و بوته‌ای که با نخ مخصوص ابریشمی زری یا نقره‌ای روی پارچه‌های گرانبها می‌انداختند، نوعی رشته فلزی نوار مانند وبسیار باریک از نوع گلابتون و سایر رشته‌های درخشان و زینتی که در یراق بافی و علاقه بندی و غیره به کار می‌رود.

        نقر

        (نَ) [ ع. ] (مص م.)
        ۱- کوبیدن.
        ۲- کنده – کاری کردن روی سنگ و چوب.

          نقرس

          (نِ رِ) [ ع. ] (اِ.) مرضی است مزمن و غالباً ارثی که به شکل التهاب مفصل شست پا به طور ناگهانی بروز می‌کند؛ داءالملوک.

            نقره

            (نُ رِ) (اِ.) فلزی است سفید رنگ و چکش خور که از معدن به دست می‌آید.

              نقش

              (نَ) [ ع. ]
              ۱- (مص م.) شکل کسی یا چیزی را کشیدن.
              ۲- (اِ.) صورت، شکل، تصویر.
              ۳- مسئولیتی که هنرپیشه یا بازیگر در صحنه نمایش به عهده دارد.
              ۴- نام یکی از انواع تصنیف‌ها در گذشته.

                پیمایش به بالا