نقال

(نَ قّ) [ ع. ] (ص.) افسانه گو، قصه خوان.

    نقاله

    (نَ قّ لِ) [ ع. نقاله ] (اِ.) ابزاری است درجه دار به شکل نیم دایره که برای اندازه گیری و ترسیم زوایا به کار برده می‌شود.

      نقاوت

      (نَ وَ) [ ع. نقاوه ] (مص ل.)
      ۱- پاکیزه گشتن.
      ۲- خالص شدن.
      ۳- نیکو گردیدن.

        نقاوه

        (نُ وَ یا وِ) [ ع. نقاوه ] (اِ.) برگزیده، منتخب.

          نقایص

          (نَ یِ) [ ع. نقائص ] (اِ.) جِ نقیصه ؛ کاستی‌ها، عیب‌ها.

            نقب

            (نَ) [ ع. ] (مص م.)
            ۱- (مص م.) سوراخ کردن.
            ۲- (اِ.) سوراخ و راه باریک در زیر زمین.

              نقد

              (نَ) [ ع. ]
              ۱- (مص م.) جدا کردن خوب و سره از بد و ناسره. ؛ ~ ادبی تشخیص معایب و محاسن اثری ادبی.
              ۲- پرداخت بهای کالا در همان هنگام خرید. مق نسیه.
              ۳- (اِ.) سکه فلزی، پول رایج.

                پیمایش به بالا