نلک

(نِ یا نَ) (اِ.) آلوچه کوهی، زعرور، آلوچه سگک.

    نم

    (نَ) [ په. ] (اِ.)
    ۱- رطوبت.
    ۲- قطره.
    ۳- آب اندک. ؛ ~ پس ندادن (عا.) خسیس بودن، بخیل بودن.

      نم کرده

      (نَ. کَ دِ) (ص مف.)
      ۱- رطوبت کشیده، اندکی آب زده.
      ۲- (کن.) (عا.) رفیقه، معشوقه.

        نما

        (نَ یا نُ) (اِ.)
        ۱- قسمت خارجی ساختمان.
        ۲- (اِفا.) در ترکیب به معنی «نماینده» (که می‌نمایاند) می‌آید: «رونما»، «قبله نما»، «بدن نما».
        ۳- صورت ظاهری.

          نماد

          (نَ) (اِ.)
          ۱- نماینده، سَمبُل.
          ۲- مظهر، نشانه.
          ۳- علامت.

            پیمایش به بالا