(نِ گَ) (اِ.) مخفف نگاه.
(نِ گَ) (اِ.) نک. نگاهبان.
(~.) (حامص.) نک. نگاهبانی.
(نِ) (اِ.) لقب پادشاه حبشه، نجاشی.
(نِ) (ص.) نک. نگونسار.
(نِ) (ص.) خم شده، واژگون.
(نِ بَ) (ص مر.) بدبخت، سیاه بخت.
(~. طَ) (ص مر.) (کن.) آسمان.
(نِ) (ص مر.) سرازیر، آویخته شده.
(نِ) (اِ.) ۱- سنگ قیمتی که روی انگشتر نصب کنند. ۲- مُهر پادشاهان.