هار شدن

(شُ دَ) (مص ل.)
۱- به بیماری هاری دچار شدن.
۲- (عا.) (کن.) مغرور و سرمست شدن بر اثر افزونی مال و قدرت.

    هاراکیری

    (اِ.) نوعی خودکشی ژاپنی که پاره کردن شکم است با شمشیر.

      هارپ

      [ فر. ] (اِ.) سازی است سه گوشه که تارهای آن در طول نامساویند و با دو دست نواخته شود.

        هارمونی

        (مُ) [ فر. ] (اِ.) سازگاری اجزا با یکدیگر، هماهنگی (فره).

          هاروت

          [ ع. ] (اِ.) نام فرشته مغضوب خداوند که همراه فرشته دیگر به نام ماروت در چاه بابل سرازیر آویخته شد.

            هارون

            [ ع. ] (ص. اِ.)
            ۱- پیک، قاصد.
            ۲- برادر حضرت موسی.
            ۳- نگهبان.

              پیمایش به بالا