هالی

(اِ.) ستاره دنباله دار منظومه شمسی با مدار گردشی برابر ۷۶ سال.

    هامان سوز

    (اِمر.) روز چهاردهم از ماه آذار (دوم) که در آن روز یهودیان صورتک‌ها می‌ساختند به نام‌هامان (وزیر خشایار شا) و بر دار می‌کشیدند و سپس آن‌ها را می‌سوزاندند.

      هامش

      (مِ) [ ع. ] (اِ.) حاشیه کتاب یا نامه.

        هامه

        (مِ یا مَ) [ ع. هامه ] (اِ.)
        ۱- سر هر چیز.
        ۲- پیشانی.
        ۳- فرق سر، تارک.
        ۴- رییس قوم، مهتر.

          هامه

          (مَّ) [ ع. هامه ] (اِ.) هر جانوری که دارای زهر کشنده باشد. ج. هوام.

            هامون

            [ په. ] (اِ.)= هامُن:
            ۱- دشت، صحرا، زمین هموار.
            ۲- خشکی.

              پیمایش به بالا