هامین

(اِ.) وزنی است برابر بیست و پنج استار.

    هان

    (شب جم.) به هوش باش! کلمه‌ای که برای آگاه کردن به کار می‌رود.

      هاهای

      (اِصت.)
      ۱- هیاهو، شور و غوغا.
      ۲- فریاد و ناله ماتم زدگان.

        هاو

        (صت.) کلمه‌ای است که در هنگام حمله بر دشمن بر زبان رانند.

          هاون

          (وَ) [ په. ] (اِ.) ظرفی آهنی یا سنگی که در آن چیزی را می‌کوبند یا می‌سایند.

            هاونان

            (وَ) (اِ.) یکی از هشت مقام روحانی دین زردشتی از این قرار: زئوتر، هاونن، اتروخش، فربرتر، آبرت، آسناتر، رئثویشکر، سرئثوشاورز، زئونریا (زوت) رئیس این پیشوایان است و در میان دیگر هاوانان دارای نخستین پایه‌است.

              های

              (اِ.)
              ۱- کلمه تأسف یعنی وای.
              ۲- کلمه خطاب به معنی اَی.
              ۳- هیاهو.

                پیمایش به بالا