(~. خُ)(حامص.)تفریح، گردش، استراحت.
(~.) (ص فا.) طرفدار، حامی.
(هَ دِ) [ ع. ] (اِ.) جِ هودج.
(~.) (اِ.) (عا.) داد و فریاد، سر و صدا.
(هَ) (اِ.) (عا.) آنچه از سقف یا دیوار خانه فرو ریزد، صدای فرو ریختن سقف.
(~. شُ دَ) (مص ل.)(عا.) ناخوانده به خانه کسی رفتن.
(هَ) (اِ.) خیمه بزرگ، بارگاه.
(هَ) (ق.) ناگاه، ناگهان.
(هَ. سَ) (اِمر.) ابزاری که با آن فشار هوا سنجیده میشود؛ بارومتر.
(هَ دَ) [ په. ] (مص ل.) ۱- ترکیدن. ۲- خشکیدن و بی رنگ شدن لب از گرما.