هواشناسی

(هَ. ش) (اِمر.) علمی که جو زمین و ارتباط آن را با نوع آب و هوا مورد بحث و مطالعه قرار می‌دهد.

    هواگیر

    (~.) (ص.)
    ۱- اوج گیر، به هوا پرنده.
    ۲- در هوا صید شده.
    ۳- هوایی، آرزومند.

      هوام

      (هَ مّ) [ ع. ] (اِ.) جِ هامه. حشرات موذی.

        هوان

        (هَ) [ ع. ] (اِ.) خواری، سستی، سبکی.

          هوایی

          (هَ) [ ع – فا. ] (ص نسب.) منسوب به هوا.
          ۱- دارای هوا، باددار.
          ۲- آن چه که در هوا جای گیرد یا جریان یابد.
          ۳- لطیف، سبک.
          ۴- انتقال پذیر.
          ۵- لغو، بی هوده.
          ۶- بی قرار، بی ثبات.
          ۷- بیهوده گوی.
          ۸- عاشق.
          ۹- تیر آتشبازی.
          ۱۰ – کبود، لاجوردی.
          ۱۱ – درآمد یا حاصلی که از جای غیرمعین رسد.

            هوبره

            (بَ رِ) (اِ.) پرنده‌ای است وحشی و حلال گوشت، بزرگتر از مرغ خانگی با گردن دراز و بال‌های زردرنگ و خال دار.

              هوبه

              (بِ) شانه، دوش، کتف.

                پیمایش به بالا