هوچی

(هُ) (ص.) حَرّاف، کسی که با پُرحرفی و جار و جنجال حَقی را باطل می‌گرداند.

    هود

    [ عب. ] (اِ.) سوره یازدهم از قرآن کریم دارای صد و بیست و سه آیه.

      هود

      [ انگ. ] (اِ.) وسیله‌ای که برای تهویه هوای آشپزخانه در بالای اجاق خوراک پزی تعبیه شود، هوابر. (فره).

        هودج

        (هَ دَ) [ ع. ] (اِ.) کجاوه، عماری.

          هوده

          (د) (اِ.)
          ۱- درست، حق.
          ۲- سود، فایده.

            هور

            ۱ – (اِ.) آفتاب، خورشید.
            ۲- ستاره، بخت، طالع.

              پیمایش به بالا