وحی

(وَ) [ ع. ] (اِ.) آنچه از طرف خدا بر پیغمبران نازل شود.

    وحید

    (وَ) [ ع. ] (ص.) منفرد، یگانه، بی نظیر.

      وخ

      (وَ) (شب جم.) کلمه‌ای که در هنگام لذت بردن از چیزی یا ابراز شگفتی بیان شود.

        وخش

        (وَ خَ) (اِ.) نوعی بیماری در دست و پای چهارپایان، ورم مفصل.

          وخش

          (وَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- پست و بیکاره از هر چیز.
          ۲- مردم فرومایه بی اعتبار.

            وخشی

            (وَ)(اِ.) = وشی:پارچه‌ای است خوش قماش و لطیف.

              پیمایش به بالا