ورجمند

(وَ مَ) [ په ]
۱- (ص.) ارجمند.
۲- (اِ.) دارنده فره ایزدی.

    ورچسوندن

    (وَ. چُ دَ) (مص ل.) (عا.) به جای فعل معین «کردن» در مقام توهین و تحقیر به کار می‌رود و فقط با قهر به کار رود، گویند: «قهر ورچسونده.» (قهر کرده).

      ورخج

      (وَ رَ) (ص.) وَرَخچ ؛
      ۱- چرکین، پلید.
      ۲- زبون.

        ورد

        (و) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- ذکر، دعا.
        ۲- جزیی از قرآن که انسان هر روز و هر شب بخواند. ج. اوراد.

          وردار

          و ورمال (وَ رُ وَ) (ص فا.) (عا.) = وردارنده و ورمالنده: کسی که پول یا مال اشخاص را بالا می‌کشد، مال مردم خور.

            پیمایش به بالا