وردک

(وَ دَ) (اِ.) جهاز عروس، آنچه عروس با خود به خانه داماد می‌برد.

    وردنه

    (وَ دَ نِ) (اِ.) نورد؛ چوب استوانه شکلی که خمیر را با آن پهن می‌کنند.

      ورز

      (وَ)
      ۱- (اِ.) پیشه، شغل.
      ۲- کِشت و زرع.

        ورزش

        (وَ زِ)
        ۱- (اِمص.) تمرین، کار پیاپی و مرتب.
        ۲- (اِ.) انجام حرکات بدنی خاص برای تقویت عضلات.

          پیمایش به بالا