وصله چسباندن
(~. چَ دَ) [ ع – فا. ]
۱- (مص م.) پینه زدن.
۲- (عا.) تهمت زدن.
(وَ یَّ) [ ع. وصیه ] (اِ.)
۱- اندرز، نصیحت.
۲- سفارشی که شخص پیش از مردن به وَصیُ خود میکند تا بعد از مرگش انجام شود.
(~. م یا مَ) [ ع – فا. ] (اِمر.)
۱- اندرزنامه.
۲- ورقهای دال بر سفارشهایی که شخصی به وصی خود کند که پس از مرگش اعمال منظور را انجام دهد و اموال او را طبق دستور وی تقسیم نماید یا به مصرف رساند.
(وَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- آستانه، پیشگاه سرای.
۲- حظیرهای که از ساقههای درخت سازند.
۳- حظیره مانندی که در کوه از سنگ سازند جهت ستوران.
(وَ فَ یا فِ) [ ع. وصیفه ] (اِ.)
۱- خدمتکاری که دختر یا کنیز بود.
۲- وصف کننده (مؤنث)؛ ج. وصائف.