ولود

(وَ) [ ع. ] (ص.) بسیار زاینده (زن یا جانور).

    ولوله

    (وَ وَ لِ) [ ع. ولوله ]
    ۱- (اِ.) جوش و خروش، شور و غوغا.
    ۲- (مص ل.)بانگ و فریاد کردن.

      ولوله انداختن

      (~. اَ تَ) [ ع – فا. ] (مص م.) (عا.)
      ۱- ایجاد شور و غوغا و سر و صدا و جار و جنجال.
      ۲- آشوب به پا کردن.

        ولوم

        (وُ لُ) [ انگ. ] (اِ.) اندازه صدای هر سیستم صوتی.

          ولی

          (وَ یُ) [ ع. ] (ص.)
          ۱- دوست، یار.
          ۲- نگهبان.
          ۳- کسی که عهده دار انجام کارهای کس دیگر باشد.

            ولی

            (وَ) [ ع. ] (حر رب.) استثناء را رساند: اما، ولیکن.

              ولی کردن

              (. کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص.)
              ۱- ولی قرار دادن.
              ۲- جانشین کردن.
              ۳- کسی را به میزبانی و پرداخت مخارج عیش و عشرت راضی کردن.

                ولید

                (وَ) [ ع. ] (اِ.)
                ۱- زاده، مولود.
                ۲- کودک.
                ۳- بنده.

                  پیمایش به بالا