ونگ
(وَ یا وِ) (ص.)
۱- تهی، خالی.
۲- تهی دست، درویش.
(~. زَ دَ) (مص ل.) (عا.)
۱- بانگ زدن، آواز دادن.
۲- داد و فریاد کردن (کودک مخصوصاً).
۳- گریستن توأم با داد و فریاد.
(~. ~. کَ دَ) (مص ل.) (عا.) آهسته و جویده جویده، با صدایی پست شبیه به گریه و ناله حرف زدن.
(~.) (اِ.) پیروان شیخ عبدالوهّاب، فرقهای مذهبی که احکام قرآن را بنابر استنباط خود اجرا میکنند، بسیاری از شعائر مسلمانان را بدعت و ضلالت میدانند و نیز ساختن بُعقههای مجلل بر قبور ائمه و طواف و بوسیدن ضریح را روا نمیدانند.