ویولون

[ فر. ] (اِ.) از سازهای زهی که چهار سیم دارد و با آرشه نواخته می‌شود.

    ویولون سل

    (~. س) [ فر. ] (اِ.) از سازهای آرشه‌ای که به شکل ویولون ولی از آن بزرگتر است و به هنگام نواختن ته آن را روی زمین قرار دهند و آن را مانند کمانچه می‌نوازند.

      ی

      (حر.) سی و دومین حرف از الفبای فارسی برابر با ۱۰ در حساب ابجد.

        ی

        (پس.) این حرف به آخر اسم ملحق شود برای افاده نسبت بین دو چیز و آن برای معانی متعدد بود.
        ۱- مطلق نسبت، و آن بر چند قسم است:الف – نسبت به مکان: شیرازی، اصفهانی، رامسری. ب – نسبت به چیز: ارغوانی، پرنیانی، زعفرانی. ج – نسبت به شخص: اسرافیلی.
        ۲- سازندگی و فروشندگی را رساند: کبابی، چلوپزی.
        ۳- اتصاف و دارندگی را رساند به جای «ور»، «مند»: هنری = هنرمند و نامی = نامور.
        ۴- معنی فاعلی دهد: خونی = خون کننده، خون ریزنده.
        ۵- معنی مفعولی دهد: زندانی = به زندان انداخته.
        ۶- گاه به آخر مصدر اضافه شود و معنی لیاقت دهد:خوردنی، پوشیدنی، سوختنی.

          ی

          (پس.) به آخر کلمه درآید و نشانه نکره بودن باشد: پادشاهی، مردی، گلی.

            ی

            (مجهول) در قدیم تلفظ ح را به صورت «ی» می‌نوشتند و آن را یای مجهول می‌نامیدند (مق. یای معروف) مانند: دلیر. این تلفظ در قرن‌های اخیر از میان رفته و بدل به یای معروف شده و امروزه فرقی بین این دو یاء نیست ولی هنوز فارسی زبانان افغانستان و پاکستان و هندوستان بین این دو فرق گذارند.

              ی

              (معروف) تلفظ «i» را به صورت «ی» می‌نوشتند و می‌نویسیم و آن را در قدیم یای معروف می‌نامیدند (مق.) یای مجهول مانند:پذیر.

                یأجوج

                (یَ) [ ع. ] (اِ.)
                ۱- نام یکی از دو قبیله وحشی ساکن در پشت کوه‌های قفقاز.
                ۲- کنایه از: انسان‌های وحشی.

                  یأس

                  (یَ) [ ع. ] (اِ.) ناامیدی، ناامید شدن.

                    یا

                    [ ع. ] (حر.) حرف ندا به معنای «ای»، «ایا».

                      پیمایش به بالا