یا

(حر رب.) به معنای ذیل آید: الف – ح رف ربط و عطف که معنای تردید یا اختیار را می‌رساند. ب – حرف شرط با فعل منفی آید و برای مفهوم مثبت آن فعل معنی ادات شرط دهد.

    یا کریم

    (کَ) (اِ.) نوعی کبوتر که آوازش مانند تلفظ «یا کریم» است.

      یائسگی

      (ئِ س) [ ع – فا. ] (حامص.) پایان دوران تولیدمثل و قطع عادت ماهانه در زنان.

        یائسه

        (~.) [ ع. یائسه ] (ص.)
        ۱- یائس.
        ۲- زنی که دیگر عادت ماهانه نشود.

          یاالله

          (اَ لْ لا) [ ع. ] (ندا.)
          ۱- لفظی است که مردان هنگام ورود به خانه گویند، تا اگر زن نامحرم در خانه هست روی خود را بپوشاند.
          ۲- لفظی است که هنگام ورود شخص محترمی به مجلسی گویند و آن علامت بزرگداشت و احترام اوست.
          ۳- کلمه ختم مجلس سوگواری.

            یاب

            (اِفا.) در ترکیب، به صورت مزید مؤخر به معنی یابنده آید: دیریاب، فلزیاب.

              یابر

              (ب) (اِ.) زمین یا دهی که پادشاه برای امرار معاش به کسی می‌داد.

                یابس

                (ب) [ ع. ] (اِفا.) خشک، سخت. ؛رطب و ~ به هم بافتن کنایه از: سخنان در هم و برهم و بی معنی گفتن.

                  پیمایش به بالا