یخچال

(~.) (اِمر.)
۱- محل نگاهداری یخ.
۲- وسیله‌ای که با نیروی برق کار می‌کند و هرچه را در آن بگذارند سرد نگاه می‌دارد.

    یخنی

    (یَ) (اِ.)
    ۱- آبگوشت ساده.
    ۲- پخته.

      یخه

      (یَ خِ) (اِ.)
      ۱- گریبان، یقه.
      ۲- قسمتی از لباس که در دور گردن قرار می‌گیرد.

        ید

        (یَ) [ ع. ] (اِ.) دست. ج. ایدی. ایادی.

          ید

          (یُ) [ فر. ] (اِ.) جسمی است جامد، بلوری و خاکستری مایل به سیاه در آب حل نمی‌شود ولی در الکل محلول است و در داروسازی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

            یدک

            (یَ دَ) [ تر. ] (اِ.)
            ۱- اسب زین کرده بدون سوار که پیشاپیش موکب پادشاهان و امرا حرکت می‌دادند.
            ۲- ابزار یا اسباب که ذخیره نگه دارند تا آن را به جای تباه شده آن نهند.

              پیمایش به بالا