یدک کش

(~. کَ یا کِ) [ تر – فا. ] (ص فا.)
۱- آن که افسار یدک را در دست دارد و همراه برد.
۲- کسی که علاوه بر وظیفه خود مسئولیت وظیفه دیگری را نیز به عهده دارد.

    یدکی

    (یَ دَ) [ تر – فا. ] (ص.) قطعات اضافی که برای جایگزین کردن قطعات خراب شده یک دستگاه نگه داری می‌شود.

      یده

      (یَ دِ) (اِ.) ایجاد برف و باران با سحر و جادو.

        یده چی

        (~.) (ص مر.) جادوگری که ایجاد برف و باران با سحر و جادو را می‌داند.

          یراعه

          (یَ عَ یا ع ِ) [ ع. یراعه ] (اِ.)
          ۱- گول و بد دل.
          ۲- شترمرغ ماده.
          ۳- بیشه نشیب، نیستان – ناک.
          ۴- کرم شب تاب.

            یراق

            (یَ) [ تر. ] (اِ.)
            ۱- ساز و برگ اسب.
            ۲- سلاح.

              یراق کوبی

              (~.) [ تر – فا. ] (حامص.) کوبیدن و نصب کردن یراق در و پنجره از قبیل قفل و لولا و دستگیره و مانند آن.

                یرغو

                (یَ) [ تر. ] (اِ.)
                ۱- عوارضی که برای رسیدگی به جرایم گرفته می‌شد (ایلخانان).
                ۲- سیاست.
                ۳- بازرسی، مجلس محاکمه.

                  پیمایش به بالا