یمام

(یَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- کبوتر دشتی، کبوتر صحرایی.
۲- اراده، قصد.

    یمن

    (یُ مْ) [ ع. ] (اِ.) خیر و برکت، خجستگی.

      یمن ناصیت

      (~. ص یَ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- خوش – اقبالی.
      ۲- صداقت، بی گناهی.

        یمین

        (یَ) [ ع. ] (اِ.)۱ – سمت راست.
        ۲- سوگند، قسم.

          ینبوع

          (یَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- چشمه بزرگ.
          ۲- جوی بسیار آب.

            ینگه

            (یَ گِ) [ تر. ] (اِ.)
            ۱- یدک، دنباله.
            ۲- زنی که شب زفاف همراه عروس به خانه داماد می‌رود.

              یهود

              (یَ) [ ع. ] (اِ.) بنی اسرائیل، پیروان حضرت موسی.

                پیمایش به بالا