یلمق

(یَ مَ) [ معر. ] (اِ.) معرب یلمه فارسی به معنی قبا. ج. یلامق.

    یله

    (یَ لَ یا لِ) (ص.)
    ۱- رها، ول.
    ۲- آزاد.
    ۳- هرزه، بیهوده.
    ۴- تنها، منفرد.
    ۵- کج.

      یله دادن

      (~. دَ) (مص م.) لم دادن، تکیه دادن به چیزی به نحوی که بدن در حال استراحت کامل قرار گیرد.

        یلوه

        (یَ وِ) (اِ.) مرغ کوچکی که می‌گویند در اثر باران به وجود می‌آید.

          پیمایش به بالا