آذرشست

(~. شُ) (اِ.)
۱- آذرنشین، سمندر.
۲- پنبه کوهی.

    آذرگشنسپ

    (~. گُ نَ) (اِمر.) یکی از سه آتشکده بزرگ عهد ساسانی که در شیز آذربایجان قرار داشت.

      آذرنگ

      (ذَ رَ)
      ۱- (ص مر.) آتش رنگ، آذرگون.
      ۲- روشن، نورانی.
      ۳- (اِمر.) آتش، آذر.

        آذری

        (~.)(ص نسب.)
        ۱- اهل آذربایجان.
        ۲- نام زبان قدیم سکنه آذربایجان.

          آذریون

          (~.)
          ۱- (ص مر.) آذرگون، آتش رنگ.
          ۲- (اِمر.) نوعی شقایق که کنارش سرخ و میانش سیاه باشد.

            پیمایش به بالا