آذین

(اِ.)
۱- زیب، زینت، آرایش.
۲- رسم، قاعده، قانون.

    آر

    ۱ – (اسم فاعل) پسوند فاعلی و آن به آخر مصدر مرخم = سوم شخص مفرد ماضی پیوندد و صفت فاعلی را سازد: خریدار، پرستار، فرماندار.
    ۲- پسوند مفعولی (اسم مفعول) گرفتار، کشتار.
    ۳- پسوند اسم مصدر و آن در اصل «تار» است در مصادر مختوم به «تن»، و «دار» است در مصادر مختوم به «دن»: گفتار، دیدار، کردار.

      آر

      [ فر. ] (اِ.) واحد مقیاس سطح برابر با ۱۰۰ مترمربع.

        آرا

        [ ع. آراء ] (اِ.) جِ رأی ؛ رأی‌ها، اندیشه‌ها.

          آرا (ی)

          (ری. اِفا.) در ترکیبات به جای «آراینده» آید: بزم آرا، جهان آرا، صف آرا.

            آراستن

            (تَ) [ په. ] (مص م.)
            ۱- زینت دادن، زیور کردن.
            ۲- نظم دادن.
            ۳- آماده کردن.
            ۴- قصد کردن.
            ۵- مجهّز کردن (سپاه).
            ۶- هماهنگ کردن (موسیقی).
            ۷- غنی کردن، بی نیاز کردن.
            ۸- گماشتن، مأمور کردن.
            ۹- منقش کردن.
            ۱۰ – آباد کردن، معمور کردن.
            ۱۱ – برپا کردن، منعقد کردن.
            ۱۲ – شاد کردن مسرور کردن.

              آراسته

              (تِ)
              ۱- (ص مف.) مزیُن، زینت شده.
              ۲- منظّم.
              ۳- (ص.) آماده، مهیّا.
              ۴- آهستگی، درنگ.
              ۵- آسایش، راحتی.
              ۶- خاموشی، سکوت.
              ۷- امن، امان.
              ۸- بستر، خوابگاه.
              ۹- جایگاه، مقام.
              ۱۰ – جای خلوت.
              ۱۱ – (ق.) آهسته، به تأنی.
              ۱۲ – اطمینان خاطر.

                پیمایش به بالا