بار بر کسی نهادن
(بَ. کَ. نَ دَ) (مص ل.) تحمیل کردن.
(اِ.) قطرههای آبی که به صورت پیاپی از ابر میبارد. مجازاً: ریزش فراوان و پیاپی چیزی. ؛ ~ آمدن و خون شستن کنایه از: بلای عظیم آمدن و باعث قتل عام شدن.
(اَ) (اِمر.)۱ – بخشی از ساحل یا بندرگاه ک ه کشتیها بار خود را آنجا بر زمین گذارند.
۲- جایی که کاروان فرود میآید.