باغبان

[ په. ] (اِمر.) کسی که نگهبانی و پرورش گل‌های باغ را به عهده دارد.

    باغچه

    (چِ) (امصغ.)
    ۱- باغ کوچک.
    ۲- زمین کوچکی که در حیاط برای کاشتن گل و درخت و سبزی آماده کنند.

      باغنده

      (غَ یا غُ دِ یا دَ) (اِ.) = پاغنده. باغند. پاغند: پنبه حلاجی کرده، پنبه زده شده. غنده و غند نیز گویند.

        بافت

        ۱ – (مص مر.) بافتن، نسج.
        ۲- (اِ.) مجموعه سلول‌هایی که در شکل و ساختمان شبیه هم می‌باشند و یک عمل مشترک راانجام م ی دهند؛ مانند بافت‌های ماهیچه‌ای.
        ۳- (ص مف.) بافته شده، بافته.
        ۴- مجازاً: ساختار و ویژگی‌های متعلق به یک مجموعه.
        ۵- مجموعه اجزا و عناصر تشکیل دهنده یک اثر.

          بافتن

          (تَ) (مص م.)
          ۱- رشته‌های نخ یا پشم را به هم تابیدن.
          ۲- سخنان دروغ گفتن.

            بافته

            (تِ) (ص مف.)
            ۱- تابیده شده.
            ۲- پارچه.
            ۳- فرش. ؛ ~ نبودن به پای کسی شایسته آن کس نبودن.

              بافدم

              (دُ) (اِ) عاقبت، سرانجام.

                پیمایش به بالا