بافکار

(فْ) (ص فا.) = بافتکار: بافنده، جولاه، نساج.

    باقر

    (قِ) [ ع. ] (ص.) شکافنده، گشاینده.

      باقل

      (قِ) [ ع. ] (ص.) زمین گیاه برآورده سبز شده.

        باقلا

        (اِ.) = باقالی: گیاه علفی یک ساله از تیره پروانه داران که دانه آن شبیه لوبیا ولی بزرگتر و در شمار حبوبات است.

          باقلوا

          (لَ) (اِ.)نوعی شیرینی که از آرد گندم و شکر و روغن و مغزپسته و بادام درست می‌کنند.

            باقیات

            [ ع. ] (ص. اِ.) جِ باقیه. ؛ ~ صالحات عمل‌های نیک، کارهای نیکو.

              باک

              [ انگ. ] (اِ.) مخزن سوخت موتور در اتومبیل، موتور و…

                باک

                (اِ.)
                ۱- ترس، بیم، پروا.
                ۲- نگرانی.

                  باکتری

                  (تِ) [ فر. ] (اِ.) میکروب ؛ موجود ریز ذره بینی که با چشم غیرمسلح دیده نمی‌شود.

                    پیمایش به بالا