باهو

(اِ.)
۱- چوبدستی کلفت که شبانان و شتربانان بر دست گیرند.
۲- بازو.

    باور

    (وَ) [ په. ] (اِ.)
    ۱- پذیرفتن سخن.
    ۲- یقین، اعتقاد.

      بای

      [ تر. ] (ص.) مالدار، ثروتمند، غنی.

        بای پس

        (پَ) [ انگ. ] (اِ.) نوعی عمل جراحی که در آن برای تغییر مسیر یکی از جریان‌های طبیعی بدن مجرایی فرعی را در محل پیوند می‌زنند.

          بایت

          [ انگ. ] (اِ.) کوچکترین گروه واحد اطلاعاتی در یک کامیپوتر که ظرفیت حافظه کامپیوتر را با آن می‌سنجند.

            باید

            (یَ) (ص.) بایست، بایستی، لازم است، ضروری است.

              پیمایش به بالا