(یِ) [ ع. بائر ] (ص.) خراب، لم یزرع.
(یِ) [ ع. ] (ص.) بی نوا، ناتوان.
(یِ) [ په. ] (ص.)ضرور، لازم، خواستن.
(یِ تَ) [ په. ] (مص ل.) لازم بودن، ضرورت داشتن.
(یِ تِ) [ په. ] (ص مف.) واجب، لازم.
(یِ) [ ع. ] (اِفا.) فروشنده.
(اِ.) بوم، جغد.
[ انگ. ] ۱- (مص م.) طرد کردن. ۲- (اِمص.) تحریم.
(ص مر.) کسی که نامهها و سندهای اداری را در محلی ضبط کند.
(اِ.) جایی که در آن اسناد و مدارک اداری نگه داری میشود.