بث

الشکوی (بَ ثَّ شَ کْ وا) [ ع. ] (مص ل.) درد دل کردن، گله و شکایت کردن.

    بث

    (بَ ثّ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- بیان کردن.
    ۲- آشکار کردن.
    ۳- برانگیختن.

      بثر

      (بَ) [ ع. ] (اِ.) جوش و دانه ریز که روی پوست پیدا شود.

        بج

        (بَ) (اِ.)
        ۱- درون دهان.
        ۲- لُپ.

          بجای

          (بِ یِ) (حراض.)
          ۱- در حق کسی، برای کسی.
          ۲- از جهت، از حیث.
          ۳- در برابر، در مقابل (برای مقایسه).

            بجده

            (بَ جْ دَ یا بُ جُ دَ) [ ع. ] (اِ.) باطن و حقیقت کاری.

              بجشک

              (بِ جِ شْ) (اِ) پزشک، طبیب.

                پیمایش به بالا