بجکم

(بَ کِ) (اِ.)
۱- ایوان، بارگاه.
۲- خانه تابستانی که از همه طرف در و پنجره داشته باشد. بچکم، پچکم، بشکم و بیکم نیز گویند.

    بچگانه

    (بَ چِّ نِ) (ص.) مربوط یا منسوب به بچه مجازاً نسجیده، احمقانه.

      بچل

      (بَ چَ) (ص.) شخصی که پیوسته لباس خود را ضایع کند و چرک و ملوث سازد.

        بچه

        (بَ چِّ) (اِ.)
        ۱- کودک، طفل.
        ۲- فرزند.

          بچه باز

          (~.) (ص فا.) آن که تمایل به آمیزش جنسی با پسر بچه‌ها دارد.

            بچه بازی

            (~.) (حامص.)
            ۱- بازی کودکانه.
            ۲- عمل بچه باز.
            ۳- (عا.) رفتار نامناسب و نسنجیده.
            ۴- (عا.) آسان پنداشتن کار و جدی نگرفتن آن.

              بچه ننه

              (~. نَ نِ) (ص.) کنایه از: آدم ترسو، بی کفایت و وابسته به دیگران.

                پیمایش به بالا