بدل

(بَ دَ) [ ع. ] (ص.) کریم، شریف. ج. ابدال، بدلا.

    بدل

    (بَ دَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- هر چیزی که به جای دیگری واقع شود.
    ۲- عوض، جانشین. ج. بُدلا.

      بدلاء

      (بُ دَ) [ ع. ] جِ بدل، بدیل ؛ شریفان، کریمان.

        بدلی

        (بَ دَ) [ ع – فا. ] (ص.) قلابی، غیراصلی.

          بدلیجات

          (~.) [ ع – فا. ] (اِ.) جواهرات و زیورآلات بدلی و غیراصل.

            بدمست

            (~. مَ) (ص مر.) کسی که در مستی عربده کشد و شرارت کند، آن که پس از مست شدن هرزه گویی کند.

              پیمایش به بالا