(بَ چَ) (اِ.) تیغه شمشیر.
(بَ چَ) (اِ.) نیزه کوچک.
(بَ دِ) (حامص.) ۱- دانه از زمین برداشتن. ۲- گرد کردن. ۳- تعطیل کردن.
(~. دَ) (مص م.) ۱- دانه چیدن. ۲- برگزیدن. ۳- جمع کردن. ۴- تعطیل کردن، منحل کردن.
(بَ) (اِ.) پاره، بهره.
(بَ تَ) (مص ل.) ۱- ایستادن. ۲- بیدار شدن. ۳- طلوع کردن. ۴- از میان رفتن.
(~. اَ) (مص ل.) صرفنظر کردن از آن چیز.
(بَ تِ) (ص مف.) ایستاده، برپا.
(بَ رَ) (ص.) (اِ.) ۱- زشت، نازیبا. ۲- زبون، سست.
(بَ خَ) (اِ.) کابوس، بختک.