برج

(بَ) (اِ.) کنایه از: هزینه‌های بی مورد و بی جا.

    برج

    (بُ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- جای بلندی که برای نگهبانی عمارت و قلعه درست کنند.
    ۲- قلعه، د ژ.
    ۳- هر یک از دوازده برج منطقه البروج که خورشید هر ماه در یکی از آن‌ها قرار می‌گیرد:
    ۱- حمل (فروردین).
    ۲- ثور(اردیبهشت).
    ۳- جوزا (خرداد).
    ۴- سرطان (تیر).
    ۵- اسد (مرداد).
    ۶- سنبله (شهریور).
    ۷- میزان (مهر).
    ۸- عقرب (آبان).
    ۹- قوس (آذر).
    ۱۰ – جدی (دی).
    ۱۱ – دلو (بهمن).
    ۱۲ – حوت (اسفند). ج. بروج، ابراج.

      برجاس

      (بُ) [ ع. ] (اِ.) هدف، نشانه تیر. آماجگاه.

        برجستن

        (بَ جَ یا ج ِ تَ)(مص ل.)=برجهیدن: پریدن از پایین به بالا یا به عکس، جهیدن.

          برجسته

          (بَ جَ یا جِ تِ) (ص.)
          ۱- جهیده.
          ۲- برآمده.
          ۳- ممتاز، عالی.

            برچسب

            (بَ. چَ) (اِمر.) تکه‌ای کاغذ که بر آن نوع جنس ومحل ساخت و دیگر مشخصات را نوشته یا چاپ کنند و روی کالا چسبانند، اتیکت.

              پیمایش به بالا