برزنت

(بِ رِ زِ) [ روس. ازهلندی ] (اِ.) نوعی پارچه ضخیم و خشن که برای ساختن چادر و روکش و مانند آن‌ها به کار می‌رود.

    برزه

    (بَ زِ) (اِ.)
    ۱- کشت، کاشت.
    ۲- شاخه درخت.

      برزه گاو

      (~.) (اِمر.) = ورزه گاو: گاوی که بدان زمین را شیار کنند، گاو زراعت، ورزاو.

        برس

        (بَ) (اِ.) چوبی که در بینی شتر کنند.

          برس

          (بُ رُ) [ فر. ] (اِ.)
          ۱- ابزاری برای مرتب کردن موی سر.
          ۲- ماهوت پاکن.
          ۳- مسواک.
          ۴- قلم موی درشت.

            برسام

            (بَ) (اِ.) درد سینه، التهاب پرده بین قلب و کبد.

              برساوش

              (بَ وُ) [ معر – یو. ] (اِ.) حامل رأس الغول، برنده سر دیو، یکی از صورت -‌های فلکی شمالی به صورت مردی که با دست چپ سر بریده دیوی را با موی گرفته و ستارگان آن بیست و شش باشند.

                پیمایش به بالا