برسم

(بَ سَ) [ په. ] (اِ.) شاخه بریده‌ای (انار یا گز) که مؤبدان زرتشتی به هنگام نیایش در دست می‌گرفتند.

    برش

    (بُ رِ)
    ۱- (اِمص.) بریدن، بریدگی.
    ۲- کنایه از: زرنگی، کاردانی و توانایی زیاد در انجام کاری.
    ۳- (اِ.) روش بریدن پارچه متناسب با لباس مورد نیاز.

      برش

      (بُ) [ روس. ] (اِ.) خوراک آبداری از گوشت، کلم، چغندر و احیاناً هویج. نوعی سوپ روسی.

        برش کار

        (بُ رِ) (ص. اِ.) کسی که کارش بریدن قطعه‌های مصالح اعم از پارچه، آهن، نایلون و همانند آن در اندازه‌های مناسب برای تولیدی‌ها باشد.

          برشته

          (بِ رِ تِ) (ص مف.)
          ۱- بریان شده.
          ۲- تف داده، بو داده.
          ۳- پخته.

            برشتوک

            (بِ رِ) (اِ.) نوعی شیرینی که از آرد سرخ شده، روغن، شکر و بعضی مواد دیگر تهیه می‌شود.

              پیمایش به بالا