برسختن
(بَ. سَ تَ) (مص م.)
۱- آزمودن.
۲- سنجیدن.
(بَ سَ) [ په. ] (اِ.) شاخه بریدهای (انار یا گز) که مؤبدان زرتشتی به هنگام نیایش در دست میگرفتند.
(بُ رِ)
۱- (اِمص.) بریدن، بریدگی.
۲- کنایه از: زرنگی، کاردانی و توانایی زیاد در انجام کاری.
۳- (اِ.) روش بریدن پارچه متناسب با لباس مورد نیاز.
(بُ رِ) (ص. اِ.) کسی که کارش بریدن قطعههای مصالح اعم از پارچه، آهن، نایلون و همانند آن در اندازههای مناسب برای تولیدیها باشد.