برنجن

(بَ رَ جَ) (اِمر.) حلقه‌ای فلزی که زنان به مچ دست یا پا کنند. ورنجن، ورنجین و برنجین نیز گویند.

    برنده

    (بَ رَ دِ) (ص.)
    ۱- دارای برد.
    ۲- پیروز، موفق.

      برنده

      (بُ رَّ دِ) (ص.)
      ۱- دارای ویژگی یا توانایی بریدن.
      ۲- تیز، بران.
      ۳- جدی، مؤثر و سخت.

        برنز

        (بُ رُ) [ فر. ] (اِ.) آلیاژی که از آمیختن مس و قلع به دست می‌آورند، مفرغ.

          برنس

          (بُ نُ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- کلاه درویشی.
          ۲- جامه‌ای که کلاه بر سر آن باشد.

            برنشیت

            (بُ رُ) [ فر. ] (اِ.) نوعی بیماری ناشی از آماس نایره که باعث گرفتگی صدا، سرفه‌های شدید، خروج خلط‌های ساده یا توأم با چرک و خون می‌شود؛ ورم ریه.

              پیمایش به بالا