بشکم

(بَ یا بِ کَ) (اِ.) = پشکم. پچکم:
۱- ایوان، صفه.
۲- خانه تابستانی که اطراف آن پنجره و بادگیر داشته باشد.

    بشکن

    (بِ کَ) (اِ.) آوازی که از انگشتان شخص در حال رقص و غیر آن بیرون آید.

      بشکه

      (بُ کِ) [ روس. ] (اِ.) ظرف بزرگ شکم دار به شکل استوانه برای آب یا شراب، چلیک.

        بشکول

        (بِ یا بَ) (ص.)
        ۱- جَلد و هوشیار.
        ۲- نیرومند.
        ۳- حریص در کارها.

          بشگرد

          (بِ گَ) (اِ.) = بشگر:
          ۱- شکار.
          ۲- شکارگاه.
          ۳- شکاری، صیاد.

            بشل

            (بِ شَ) (اِ.)
            ۱- درهم آمیخته، به هم چسبیده.
            ۲- درهم آمیختگی.

              پیمایش به بالا