بشم

(بَ شَ) (ص.)
۱- سوگوار، ملول.
۲- ناگوار.

    بشن

    (بَ) (اِ.)
    ۱- قد و قامت.
    ۲- بدن، تن.
    ۳- سینه، بَر.

      بشنج

      (بَ شَ) (اِ.)
      ۱- طراوت رخسار.
      ۲- آبرو.

        بشنجه

        (بِ شَ جِ یا جَ) (اِ.) = پشنجه:
        ۱- افزاری که جولاهگان بدان آهار بر تانه مالند و آن دسته گیاهی است مانند جاروب برهم بسته.
        ۲- آهاری که بر تانه مالند.

          بشنگ

          (بِ ش ِ) (اِ.)
          ۱- کلنگ.
          ۲- تیشه بنایی و نجاری.

            پیمایش به بالا